تبليغاتX
عکس نویس

هواللطیف

عكاس خبري تايمز طي يادداشتي توصيه‌هاي ويژه‌‌اي را براي عكاسان تازه كار خبري منتشر كرد.


1- عكاسان بايد با تمامي تجهيزات خود آشنايي كامل داشته باشند، احياجي نيست كه نگاهي فني به قضايا داشته باشيد، زياد عكس بگيريد تا در طول زمان نوع نگرش شما، در عكسهايتان خودش را نشان دهد.

2- سوژه خود را با حس كنجكاوي بچه گانه زير نظر بگيريد و در عين حال حواستان به پيش زمينه باشد.

3- از نور طبيعي استفاده كنيد و همان چيزي را كه ميبينيد در عكستان ثبت كنيد.

4- سعي نكنيد روي سوژه تان تاثير بگذاريد يا به او بگوييد كه چه كاري انجام دهد، بگذاريد سوژه خودش باشد، طوري كه انگار شما آنجا حضور نداريد.

5- دوربين يك ابزار ساده براي عكاسي است : نگداريد ابزارها شما را از هدفتان دور كند.

6- پيشرفتهاي فن آوري در دوربين باعث كم شدن اشتباهات مي شود، اما اگر شما مرتكب اشباهي شديد، از آن درس بگيريد

7- استفاده از نرم افزارهاي كامپيوتري براي افزايش كيفيت تصاوير پيش از حد مورد استفاده قرار مي گيريد و در آن مبالغه مي شود.

8- نوشتن شرح تصاوير براي بهبود بخشيدن به توضيح عكس بايد 100درصد دقيق باشد. هميشه املاي نوشتاري نام ها را بررسي كنيد.

9- با مردم صحبت كنيد : آنها هميشه پر از اطلاعات مفيد هستند.

10- بهترين عكسهاي شما اگر به موقع به دست سردبير نرسند، بي ارزش خواهند بود و اخبار سوخته تلقي خواهند شد. هميشه در هر شرايطي راههاي ارسال عكسهاي خود را درنظر داشته باشيد.

و براي اطمينان : از شارژ بودن باتريهاي خود اطمينان حاصل كنيد، پول خرد براي پاركبانها همراه داشته باشيد، هميشه باك ماشين خود را پر نگاه داريد و آماده هر اتفاق ناگهاني باشيد.
+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در یکشنبه دهم مرداد 1389 و ساعت 14:48 |

هواللطیف

+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 و ساعت 15:4 |

هواللطیف

(یک پست خارج از نوبت که در نشریه چاپ نمی شود!)

سلام

۰) عکس نویس یک چند وقتی رفته بود در پروسه ی آر اند دی (همان ریسرچ اند دولوپ!) و داشت بررسی می شد برای بهتر شدن.

۱) البته واقعیت قضیه این است که مسئول صفحه کنکور کارشناسی ارشد داشت و چند وقتی رفته بود گوشه نشینی و کنج عزلت از قرنطینه در نمی آمد. برای همین صفحه اش چند شماره غایب بود. ولی ان شا الله در سال جدید با برنامه تر و منظم تر و منسجم تر (جان هم شیره محترم ابوی مان!) به کارش ادامه خواهد داد. (برای موفقیت و قبولی مسئول صفحه مذکور در کنکور ارشد دعا بفرمایید!)

۲) به اطلاع دوستان "محب المهدی" برسانم که والا تا آخرین زمانی که مطالب را برای ویراست و صفحه بندی فرستادم کامنت شما ثبت نشده بود. بعدش دیدمش ولی کار از چاپ گذشته بود و امکان تغییر مطلب در صفحه نبود. ناراحت باشید و ببخشید و لذتی را بچشید که در انتقام نیست! جبران می کنیم!

۳) کامنت های خصوصی رفقا خوانده شد و در اسرع وقت ترتیب اثر داده خواهد شد. این یک بار را مرامی انجام می دهیم ولی تو رو خدا کارهایی نخواهید که نه تنها سلامتی بلکه جان مبارک ما را به خطر بیندازد! یا ما را از نان خوردن بیندازد! (کدو تنبل! با تو ام ها! حواست هست؟!)

۴) پیام بازرگانی- شماره نوروز (اسفند) را خوب بخوانید. من علاوه بر یادداشت توی سرویس سیاسی (خط و ربط) هم مطلب دارم. نظرتان را بدانیم خوشحال تر می شویم. البت برای نشریه (ترجیحا ایمیل) بفرستید بهتر از کامنت در اینجا یا وبلاگ شخصی بنده است. (همان قضیه نان خوردن و اینها! ملتفت هستید که؟!) - پایان پیام های بازرگانی!

۵) در مورد سبک جدید عکس نویس. همین که برای عکس نویس شما حاشیه نویسی می‌کنیم نظرتان به شدت برایمان مهم است. (معنی اش این نیست که بقیه جاها مهم نیست! ولی این یکی امکان ترتیب اثر و بهتر شدن اش سریع تر است.)

۶) عکس هم اگر دارید یا چیزی می خواهید پیشنهاد بدهید برای ایمیل نشریه بفرستید. ولی در آن قید کنید که برای عکس نویس است. (دوست خوبم: امیر۲۲! و مجتبا نیک نام عزیز این قمست را یک بار دیگر بخوانند!)

۷) بهترین ایام و ساعات و دقایق و لحظه ها را داشتن، بیشتر از هر چیز به خودتان بستگی دارد! اما من برایتان آروزیش می‌کنم.

یا علی مددی

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 4:57 |

هواللطیف

کار دنیا همیشه بر «عکس» است!

1) این کلامی ست از جانب او، برای همین پیش همه باید گفت. پس اول: سلام!

2) اسم هر دو را گذاشته «کدو تنبل». خودش و وبلاگش را. از بچه های اتحادیه است. با قدری چرخ زدن توی مطالب با نمکش می شود فهمید که صادره از استان گلستان است و شهر گرگان. احتمالا دستی در کار نشریه هم داشته باشد؛ چرا که دوستی به اسم میلاد دارد که با عنوان «خنگ ترین سردبیر دنیا» معرفی اش می کند! در کنار دوستی دیگر به نام احسان که ملقب شده به «خنگ ترین تیزهوشانی دنیا»! توی لینکهای ثابت وبلاگش آدرس وبلاگ «عکس نویس» را هم گذاشته و برایش نوشته: «عکس عکس عکس، حالا برعکس!»

3) اسم وبلاگش هیئت «محبان المهدی(عج)» است. اسم صاحبش هم «محب المهدی». دل نوشته هایش خواندنی است و مرتب به روز می شود. توی وبلاگش به ما لینک نداده. اما او هم در قسمت نظرات برای مان عکس نویس گذاشته و آدرس وبلاگش را داده.

4) نه! اینجا تبدیل به صفحه معرفی وبلاگ نشده. هنوز همان عکس نویس خودمان است. ولی ما هوای مخاطب هایمان را داریم! مثل همین دو دوست عزیز و خانم «پرستو مرادی» که دومین عکس نویسش را هم برای عکس گربه و جوجه در صفحه 24 شماره 166 نشریه و مطلب «رنگ نگاه» نوشته.

5) باور کنید تقصیر ما نیست که عکس به این خوشگلی آنقدر بد و بی کیفیت چاپ شد. بین خودمان باشد که ما خودمان هم نمی دانیم یقه چه کسی را باید بگیریم؟! و اما عکس نویس ها:

کدو تنبل:«نگاه گربه: رنگ سیاه ابری
جوجه: سفیــــــد
از زبان گربه: آه از این کابوس واقع...! »

محب المهدی: «سلام. عکسی است بسی ناز! خوشمان آمد!
و نظر من. ممکنه گربهه جوجهه رو قهوه ای ببینه و جوجه هم گربهه رو زرد (البته اگه سرشو برگردونه!)! شایدم سیاه سفید! مهم اینه که میبینه!»

پرستو مرادی: «نگاه ها رنگی نیستن. معناهاشون با هم فرق می کنه بعضی هاشون مهربونند، بعضی هاشون با کینه یا با حسرت یا با گریه ولی هر چی هستن خیلی قشنگن چون بی صدا یک دنیا رو معنی میکنند.
نگاه این گربه توی دنیای امروز، مثل نگاه دیروز نیست
مثل نگاهی که فقط امروز خودش میتونه معنی کنه.
لحظه هاتون با خدا نگاه هاتون با صفا.»


 شیطنت و زمین فوتبال

این شماره دو تا عکس برای عکس نویس داریم. برای هر دو می توانید بنویسید.

این عکس کار آقای حجت الله عطایی است.
محل آن هم زمین های خاکی حاشیه شهر قم:

حجت الله عطایی

و عکاس این یکی هم خانم مریم شجاعی فرد:

مریم شجاعی فرد

+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 19:14 |

هواللطیف 

شرح عكس و يك مسابقه
عكس هاي بي زبان!

بي تو هرگز!

از زماني كه براي نخستين بار عكس به مطبوعات راه پيدا كرد تا امروز عكس به صورت جزء جدا نشدني و ضروري براي آنها در آمده است. نمي توان تصور كرد روزنامه اي كه در ميان مردم و طرفداران و خوانندگاني پيدا كرده است به بعضي مطالب جنبه تصويري ندهد. و براي مخاطب قابل تصور نيست كه مجله يا روزنامه ي بدون عكس هم چاپ شود. (براي درك بهتر اين اهميت، همين الان تصور كنيد اين مجله كه در دستان شماست هيچ تصويري نداشت و فقط متن بود!)
عكس اينك به صورت قسمت تكميل كننده روزنامه نگاري در آمده است. تا‌ آنجا كه بايد گفت: "عكس نيروي جاذبه تمام روزنامه هاست." روزنامه خوانان چنان به اين جاذبه خو گرفته اند كه اگر روزنامه اي را كه روزانه از دكه مي خرند عكس واقعه مهمي را كه چند ساعت پيش آن سوي دنيا اتفاق افتاده است، به آنها ارائه ندهد، آزرده و حتا متعجب مي شوند.

 

اين بهتر است يا همين؟!
وظيفه گزينش و انتخاب عكس را سر دبيران مطبوعات برعهده دارند. آنها ملاك انتخاب عكس را در سطحي بالا قرار داده اند. هر چند هنگامي كه موضوع حساس و با اهميتي به ميان آيد، تنها عكس موجود مي تواند غنيمت باشد، اما هميشه چنين نيست و به خصوص امروزه با حكمراني اينترنت در عرصه رسانه ها، انتخاب ها بايد از ميان تعداد زيادي عكس صورت بگيرد. بايد توجه كنيم كه عكس مطبوعاتي با عكس يادگاري آلبوم هاي خانوادگي و نمايشگاههاي عكس متفاوت است. عكاسي مطبوعاتي تقسيم بندي هايي هم دارد كه در آينده نزديك به آن هم خواهيم پرداخت.

 

عكس هاي بي زبان!

بسيار كم پيدا مي شود عكسي كه به تنهايي و بدون شرح بتواند گويا باشد، كل مطلب و مفهوم را به تنهايي برساند و هيچ ابهام و پرسشي در ذهن بيننده يا (خواننده ي روزنامه) باقي نگذارد. و براي همين است كه به توضيح اضافه، به خصوص هنگام مواجه با تعدادي عكس متفاوت نياز هست.

با توجه به اينكه تعدادي از روزنامه ها هر روز يا رزوهاي مشخصي در هفته صفحه اي را به عكس اختصاص داده اند مي توانيد اين موضوع را امتحان كنيد. سعي كنيد با پوشاندن نوشته هايي كه زير يا كنار عكس چاپ مي شوند پي به موضوع و محتواي آن ببريد. موفقيت شما از نيم بيشتر نخواهد بود. حال شرح عكسها را نگاه كنيد تا برايتان مشخص شود كه در هر مورد، ميزان توجهي كه به عكسها جلب مي شود تا آنها را قابل توجه و مهيج كند فقط به مهارتي كه در شرح عكسها به چشم مي خورد بستگي دارد. يعني هر عكسي كه شرح ان ماهرانه و در عين حال موجز نوشته شده باشد، بيشتر جلب توجه مي كند.

مطبوعاتي هاي حرفه اي مي گويند تا آنجا كه به روزنامه نگاري مصور مربوط مي شود، همه چيز به شرح عكس وابسته است. كساني كه مسئول نگارش شرح عكس ها هستند مهم ترين نقش را در اين مورد ايفا مي كنند. براي همين است كه هميشه كساني براي نوشتن شرح عكس ها در نظر گرفته مي شوند كه كارشان كار هركسي نيست و براي آن به مهارت خاصي نيازدارند. كار آنها هنري است كه نيازمند تدبير، تجربه و تبحر فراوان است.

 

با شرح، بدون شرح

شرح عكس نويس وظيفه اش آن است كه شرح هر عكس را با مهارتي كه در نگارش دارد بنويسد. و لازم است براي اين كار به توضيحات عادي عكاس و ديگران و آنچه همراه عكس هست اكتفا نكند و به مطالعه و جستجوي بيشتر بپردازد. چرا كه: "شرح عكس بايد نخست به همه پرسشهايي كه عكس به وجود مي آورد پاسخ دهد." چرا كه  بدون شرح عكس مناسب قسمتي از پيام و مفهوم نهفته از آن از دست خواهد رفت. البته كم نيستند عكسهايي كه كه در آن تنها هنر و تبحرعكاس موج مي زند و معروفند به "بدون شرح".

لازم هم هست كه بگوييم "شرح عكس" در مطبوعات شايد شباهت هايي به "عكس نويس" هاي ما داشته باشد ولي چيزي متفاوت از آن است كه قبلا به آن پرداختيم.

 

مثال و مسابقه

براي پيدا كردن مثال بهتر از هر چيز مراجعه به روزنامه ها و مجلات مي تواند به درك عيني اين صحبتها كمك كند. ولي براي عكس نويس اين شماره، به پيشنهاد مسئول صفحه روزها، موضوح شرح عكس و سالگرد يك رخداد را بهانه قرار داديم براي اينكه ذوق و مهارت شما را به كار بگيريم براي نوشتن يك شرح عكس. به تنها تصوير موجود در اين صفحه نگاه كنيد. ما حرفي در مورد آن نمي زنيم و از شما مي خواهيم كه يك شرح عكس مناسب برايش بنويسيد. فرض كنيد كه قرار است يك صفحه از مجله به طور كامل به تصوير اين مرد بزرگ به همراه شرح عكسي كه شما برايش مي نويسيد اختصاص يابد. براي آن به دنبال اطلاعات برويد و صاحبش را بشناسيد و بعد بنويسيد. يادتان باشد: جذاب، خلاصه و درست. براي سخت نشدن قضيه و دادن سر نخ تنها يك اشاره مي كنيم: "24 آبان، سالگرد يك اتفاق."

ما علاوه بر چاپ شرح عكس هاي برگزيده به ۳ تا از بهترين آنها يك جايزه خوب هم خواهيم داد.

+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 15:1 |

هواللطیف

 عکاس افتاد تو کوزه!


اندازه بزرگ

تا حالا دیده ای خیاط بیفتد توی کوزه؟! حکایت این شماره ماست. می گویند زمانهای قدیم خیاطی بود که مغازه اش نزدیک دروازه شهر قرار داشت. این استاد خیاط کوزه ای در مغازه اش داشت که هر بار که کسی می مرد و جنازه اش را تشییع می کردند و از دروازه شهر برای دفن در قبرستان بیرون می بردند سنگی در کوزه می انداخت. توی داستانها علت این کار را درست ذکر نکرده اند ولی شاید در راستای سیاست های کنترل جمعیتی آن موقع جناب خیاط با ثبت احوال آن موقع قرار داد داشته آمار مرگ و میر را برایشان ثبت می کرده شاید هم از صدای افتادن سنگ توی کوزه خوشش می آمده. یا از خیاطی خسته شده بوده و داشته اعتراض خاموش مدنی می کرده به وضع آن زمان! اگر خیاط عمرش قدری به درازا می کشید بعید نبوده کار به انقلاب مخملی هم می کشید! خلاصه اینکه یک روز دیگر خیاط سر کار نیامد و بالای در خانه اش پارچه سیاه اویزان شد. این شد که وقتی کسی سراغ خیاط را گرفت. یک نفر جواب داد: "خیاط افتاد توی کوزه!"

تا حالا دیده ای عکاس بیفتد توی کوزه؟! کمتر چیزی توی این دنیا هست که از عدسی لنزهای دوربین ها نگذشته باشد و توسط عکاسها ثبت نشود. اما اینکه عکاسها خودشان سوژه عکس یاشند و موقع کار کسی عکسشان را بگیرد. حکایت همان خیاط است و کوزه.

بهانه این سوژه برگزاری نمایشگاهی بود به اسم عکاسانه در خانه عکاسان ایران، که شد موضوع این شماره عکس نویس. چند تا از این عکسها را ببینید. و اگر دلتان خواست عکس نویس برایش بنویسید.

+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در شنبه یازدهم آبان 1387 و ساعت 19:16 |

هواللطیف

متولد فصل تابستان

اول) سلام

ثانی) صفحه‌ی تازه متولد شده‌ی عکس نویس هنوز نامه‌ای نداشته. (به این می گویند داشتن صداقت با مخاطب!) یا داشته و به ما نداده‌اند! (به این می گویند توهم توطئه!) و تعداد کامنت های وب لاگ هم تعریفی نداشته (به این می گویند خود ارزیابی!) ولی همان چند تا هم به اضافه نظرات شفاهی رسیده امیدوار کننده بوده.

علت شاید مشکل توزیع یا کم شدن تعداد خوانندگان در فصل تابستان بوده اما چه کنیم که متولد تابستان بودن این چیزها را هم دارد. برای همین روال کار را از سر می گیریم با یک عکس دیگر و چند عکس نویس از خودمان تا مال شما هم از راههای تعریف شده برسد. آدرس وبلاگhttp://www.axnevis.blogfa.com/ است و آدرس را مجله هم خودتان بگردید پیدا کنید! (راهنمایی: ابتدا صفحه ی اول را بگردید!)

ثالث) از لطف دوستان خوبمان "مرتضی سارانی محمدخانی"، "روح اله جهانتیغ" ، "محمد جامعی" و "میثم شهرکی" از اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان زابل و خانم "پرستو مرادی" و یک آدم مجهول الهویه به اسم "کدو تنبل" به خاطر عکس نویس های موجز و زیبایشان که در وبلاگ نوشته بودند تشکر می کنیم. 
از آقای "محمد جواد ملکوتی" که از نویسنده های اصفهانی نشریه هستند هم برای طراحی لوگوی عکس نویس سپاس گذاریم.

گربه و جوجه

رنگ نگاه

هر نگاهی رنگی با خود دارد. و حتا رنگهایی. رنگ های خوش مثل محبت و صداقت و آرامش... و رنگهای ناخوشایند مثل طمع و دشمنی و حسرت و بی تفاوتی... 

نگاه ها هم مثل عکس ها تک رنگ هستند و رنگارنگ، و حتی سیاه و سفید! و برای همین است که می شود راحت به نگاه ها مثل عکسها نگاه کرد! وقتی کسی به چیزی چشم دوخته بهترین فرصت برای دیدن این رنگ در چشمان اوست. و در هر رنگ حسی نهفته است...

به رنگ خیلی از نگاه ها می شود سریع با یک دید پی برد. و بعضی فهمیدنش زمان می برد و دقت. موفق ترین عکاسها خیلی وقتها کسانی هستند که توانسته اند این نگاه ها را در قاب دوربین‌هایشان ثبت کنند. تجربه های بسیار دیدنی در مورد آدم های مختلف به خصوص اشخاص سرشناس در شرایط متفاوت در این زمینه ثبت شده.

ولی دنیای حیوانات و نگاه آنها به علت تک رنگ بودنشان (شاید شما هم شنیده باشید که خیلی از جانورها نمی توانند رنگها را تشخیص بدهند و دنیا را رنگی نمی بینند.) جذابیت خاصی دارد و دنیای متفاوتی است. تصاویر مربوط به آن هم نمک خودش را دارد. مثل این عکس. واقعا فکر می کنید نگاه این گربه چه رنگی است؟ جوجه چطور؟

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 1:26 |

"اولین ها" همیشه به ثبت می رسند. (البته اگر در طول تاریخ گم و گور نشوند!) شنیدن داستان این "اولین ها" در هر زمینه همیشه قشنگی خودش را دارد. به پیشنهاد یکی از دوستان، اولین های دنیای عکاسی، موضوع این شماره و شماره بعد عکس نویس است.
Photograph  به معنی عکس یا عکاسی، از دو لغت یونانی Photo به معنی نور و کلمه graph  به معنی رسم کردن یا کشیدن گرفته شده و اولین بار توسط دانشمندی به نام جان هرسکل در سال ۱۸۳۹ به معنی ثبت و یا گرفتن عکس توسط نور استفاده شد. حالا ببینیم اولین عکس های گرفته شده توسط بشر را:

1) اولین عکس- ۱۸۲۶

اولین عکس توسط فردی به نام جوزف نیپک در تابستان سال ۱۸۲۶ در فرانسه و از مزرعه و آسمان مشرف به پنجره اتاقش گرفته شده. این عکس که به عنوان اولین عکس گرفته شده معروف است، گرفتنش حدود ۸ ساعت به طول انجامیده و هیچ کس به درستی نمی داند که جوزف از چه ماده شیمیایی برای گرفتن این عکس استفاده کرده بوده.

2) اولین عکس زیر آب - ۱۸۵۶

اولین عکسی که زیر آب گرفته شد، را فردی به نام ویلیام تامپسون در سال ۱۹۵۶ گرفت، ولی آن عکس بعد از مدتی گم شد. عکس فوق اولین عکس منتشره از زیر آب است که در سال ۱۸۹۰ گرفته شده.

3) اولین عکس هوایی- ۱۸۵۸

در سال ۱۸۵۸ یک نویسنده و کاریکاتوریست بود با امضای (Nader) به اسم گسپر فلیکس، با دوربین خودش سوار بالنی شد و بر فراز شهر کوچکی در فرانسه اولین عکس هوایی را گرفت.  اما از آنجایی که این عکس هم گم شد(!) اولین عکس هوایی موجود توسط فردی به نام جیمز والز بلک در سال ۱۸۶۰ از شهر بوستون گرفته شده.

4) اولین عکس رنگی -۱۸۶۱

اولین عکس رنگی موجود با رنگ پایدار توسط جیمز کلارک ماکسول در سال ۱۹۶۱ گرفته شده. با توجه به کیفیت پایین عکس، معلوم نیست که این عکس چیست، ولی طبق اطلاعات موجود، عکس فوق نشان دهنده یه روبان. است. از همین ها که برای کادو استفاده می شود.

5) اولین عکس فضایی - ۱۹۴۶


چند سال بعد از جنگ جهانی دوم و مدتها قبل از پرتاب اسپوتنیک به فضا، دانشمندان و سربازان در صحرایی در مکزیک  اولین عکس فضایی را دیدند، این عکس که از بلندی به ارتفاع ۶۰ مایل و توسط یک دوربین ۳۶ میلی متری که بر روی یه موشک v-2 سوار بود گرفته شده. موشک همراه با دوربین به فضا پرتاب شد و بعد از طی مسیری مستقیم، بعد از چند دقیقه به زمین بازگشت، خود دوربین بعد از برخورد به زمین شکست ولی فیلمش که در محفظه ای فولادی بود سالم ماند تا حاوی اولین عکس فضایی باشد،

6) اولین عکس از کره زمین- ۱۹۶۸

در سال ۱۹۶۸، با پرواز آپولو ۸ با ماموریت پرواز رفتو برگشت از زمین به ماه اتفاق افتاد، با این پرواز، خیلی از اولین ها ثبت شد، از جمله اولین عکس از کره زمین و نیز اولین پرواز انسان به ماه، اولین پرواز انسان با استفاده از فضا نورد و...

7) اولین عکس از کره ای دیگر- ۱۹۷۵

در سال ۱۹۷۵  فضا پیمای ورنای روسی، بعد از فرود موفقیت آمیز بر روی ونوس، اولین عکس دیجیتالی از کره ای دیگر را گرفت.

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 3:4 |

هواللطیف

عکس نویس

اول) سلام

دوم) می دانم ناساز است وقتی توی صفحه آخر مجله تازه بخواهد سلام و علیک و بساط چاق سلامتی راه بیفتد. ولی وقتی برای ما همه چیز از همین آخرشروع می شود، نمی شود از سلام گذشت.

سوم) قول و قرار هایمان را شماره قبل گذاشتیم. روال کار را هم گفتیم. برای اینکه بفهمید هر شماره توی این صفحه چه خبر است دو راه دارید. یکی اینکه بروید صفحه آخر شماره 160 مجله (شماره قبلی، همان که عکس موشک روی جلدش است) و مطلب تولد عکس نویس را بخوانید. راه دوم هم این است که بروید به قسمت چهارم همین یادداشت.

چهارم) آدرس وبلاگ را آن گوشه بالا نوشته ایم. با سر زدن به آن می توانید به مقصود برسید. آخرین عکس ها و عکس نویس ها را ببینید و بخوانید. و بعد برای عکس شماره بعد نظرتان را بگذارید تا دوستانتان هم آن را اینجا بخوانند. آدرسش هم سر راست است. حفظ کردنش کاری ندارد: عکس نویس دات بلاگ فا دات کام!

پنجم) در راستای اینکه به قول آکتورهای این فیلم های اکشن همیشه راه سومی هم هست، می توانید صبر کنید و با گذست چند شماره دیگر به مرور دستتان بیاید اینجا چه خبر است. و اگر نه، بروید به قسمت سوم همین نوشته!

ششم) گفته بودیم به بهانه ی عکس نویس قدری هم در باره عکاسی و حواشی آن صحبت خواهیم کرد. ولی فکر نمی کردیم به زودی موقعش برسد. در علم عکاسی به بیننده اهمیت فراوانی می دهند. و تاکید می کنند که عکاس باید به میزان درک بیننده توجه کند. چون اگر مخاطب عکس، بیان تصویر را نفهمد، آن وقت ارتباط برقرار نمی شود. فرهنگ بیننده نیز مهم است. در تقسیم بندی سه نوع بننده وجود دارد که عکاس باید بداند مخاطب عکسی که می گیرد کدام است و در مورد هر یک نکاتی را رعایت کند.
1 – "بینندگان خبره" کسانی هستند که با عکس از طریق مطبوعات سر و کار دارند. و معمولا عکس های روزنامه باید در حدی باشد که این طبقه آن را درک کند.
2- "بیننده حرفه ای" که برایشان عکس، یک گزارش بصری تلقی می شود. و برایشان مسائل تکنیکی و وضوح کامل و کادر بندی درست قابل تامل است.
3- "بینندگان عکسهای تبلیغاتی" در این مورد عکاس کار آنچنانی نمی کند و بیشتر در حد کارهای سفارشی است ولی خلاقیت و اصالت او در این مورد می تواند کارساز باشد.
البته این بیننده ها هستند که خودشان تعیین می کنند جزو کدام دسته باشند.

هفتم) هنوز هیچی نشده برای عکس نویس پیسنهادهای متفاوتی رسیده مثل معرفی عکاسهای مشهور یا مصاحبه های کوتاه با آنها یا بررسی عکسهای برتر سال که هرسال سایتها و آژانس های عکس معتبر اعلام می کنند یا صحبت درباره جوایز بزرگ عکاسی و یا گزارش تصویری از جشنواره ها یا نمایشگاههای عکس متنوعی که برگزار می شود یا... علاوه بر مشاوره با بچه های تحریریه و کارشناسهای مربوطه نظر شما هم مهم است. در ضمن اینجا از جایزه و ربع و نیم و سکه خبری نیست فقط عکس هست و عکس نویس!

هشتم) منتظر عکسها و عکس نویسهای شما هستیم. www.axnevis.blogfa.com

 

+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 1:19 |

هواللطیف

تولد یک صفحه جدید
عکس‌نویس یا برعکس‌نویس؟

  • «عکس‌نویس» نام این صفحه است که بالاخره در این شماره متولد شد. آینده‌سازان مدت زیادی است که می‌خواست صاحب یک صفحه‌ی اختصاصی عکس باشد و منتظر این تولد بود. این صفحه قرار است از این به بعد، پاتوق بر و بچه‌هایی باشد که عکس برای‌ آنها مهم است؛ کسانی که دوست دارند هم خوب ببینند، هم عکس خوب. تا زاویه‌ی دید خود را با دیگرانی که دوستان‌شان هستند به اشتراک بگذارند و جای خود را عوض کنند و با هم از این تفاوت نگاه‌ها لذت ببرند.
  • این جمله‌ی معروف را شاید شما هم شنیده باشید که می‌گوید: «بکوش عظمت در نگاه تو باشد، نه در چیزی که به آن می‌نگری» و شاید بشود از این به بعد، اینجا و در صفحه‌ی آخر نشریه‌ی خودمان این عظمت در نگاه را مشق کنیم.
  • تا آنجا که ما دیده‌ایم، شیوه‌ی معمول در همه‌ی مجله‌ها و روزنامه‌ها این است که همیشه، اول خبر یا مطلب را می‌نویسند و آماده می‌کنند، سپس برای آن تصویری پیدا و انتخاب می‌کنند تا کنارش درج کنند. حتی در صفحه‌های مخصوص عکس و گزارش تصویری هم تصاویر انتخاب شده را می‌چینند و برای آنها توضیح کوتاهی می‌نویسند در حد اینکه این عکس را کی و کجا گرفته‌اند و عکاسش که بوده است و شاید، شرحی کوتاه از محتوای آن. اما صفحه‌ی عکس آینده‌سازان قرار است قدری متفاوت باشد. قرار است عکس این روال را طی کنیم. اینکه اول عکس را پیدا و انتخاب کنیم، بعد بنشینیم دور هم و درباره‌اش برای هم بگوییم. و سرجمع حرف‌ها را درکامنت‌های این فتوبلاگ بنویسیم.
  • این متن‌های کوتاه می‌تواند جمله‌ای ساده یا بیتی شعر باشد، یا یک لطیفه. و می‌تواند مال شما باشد. و ما اسمش را می‌گذاریم «عکس‌نویس». (این واژه‌ی عکس دوتا معنی می‌دهد ها! بهش می‌گویند ایهام. آخر چرا نمی‌روید درس ادبیات را درست بخوانید که ما مجبور شویم این وسط، بساط تخته سیاه و گچ و میز نیمکت علم کنیم و آرایه های ادبی درس بدهیم! هان؟!)
  • عکس این شماره را هم که می‌بینید. کامنت گذاشتن را که لازم نیست یادتان بدهیم. هست؟ 
  • دوست داریم اگر خدا بخواهد هر شماره، به بهانه‌ای، درباره‌ی عکس و عکاسی هم حرف بزنیم. برای این صفحه اگر پیشنهادی دیگر هم دارید از ما دریغ نکنید.
  • راستی! عکس‌های خوب پیشنهادی خودتان را برای این صفحه به آدرس ایمیل نشریه‌ی آینده‌سازان بفرستید. از همین الآن هم بگویم که طرح گرافیکی و کاریکاتور راست کار این صفحه نیست. اصل و اساس کار بر تصاویر واقعی خواهد بود، چیزی که همه به آن می‌گوییم «عکس».

یاعلی مددی

+ نوشته شده توسط محمد مهدی شیخ صراف در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 23:19 |